سوگل بي مثال من حال که مرده حرمتم به پاس کهنه عشق ما دست مرا رها مکن رنگ مشو سنگ مشو وارد اين جنگ مشو به حرمت عاطفه ها دست مرا رها مکن چشم مرا گرفته اي ذهن مرا گرفته اي قلب مرا گرفته اي روح مرا گرفته اي قابل اگر تورا بود جان مرا زمن بگير ولي به خاطر خدا دست مرا رها مکن
:: بازدید از این مطلب : 154
|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6